امشب سکوت را خواهم شکست و با گریه هایم دل شب را پر از درد خواهم کرد ....

من امشب در کنار قاب عکست با تو حرف خواهم زد شاید انکه از درد درونی ام کاسته شود ....

کاش میشد غم سیاه درونی را از خود دور ساخت و با گلبرگ های صفا و صمیمیت به استقبال مهربانی رفت ....

کاش میشد با غروب افتاب بی صدا پاییز را بوسید

اگر به چشمانم بنگری تصویر خود را در ان میبینی

اگر به لبانم بگری نام خویش را میشنوی

واگر قلبم را بشکافی نام خود را در ان میبینی

بردی دل من از تو  ان میخواهم

وز گمشده ی خویش نشانی میخواهم

در مصرع هر بیت یک حرف بر دار

هر چه شد من از تو ان میخواهم


 

نوشته شده توسط Scarlet در 87/01/27 ساعت 16:34 موضوع | لینک ثابت